معرفی وبلاگ
آشنائی با آفریدگارجهان درقران
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 4344
تعداد نوشته ها : 8
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب

ب- نام وصفات خدا

نام خداوندالله است كه بيش از2500باردرقرآن كريم امده است واصل آن الاله ميباشددرتورات وانجيل بنام يهوه دراوستااهورامزداودرفارسي يزدان وخداوندنام دارد.بجزنام.خداوندداراي صفات واوصاف بسياريست

  ولله الاسماءالحسني 80اعراف درحديثي ازرسول اكرم براي خداوند99صفت نيكوامده است اماباتوجه بذات بينهايت حقتعالي صفات ايشان بيشمارست.درقرآن كريم ازايشان127صفت يادشده است وبراسا س روآيات اسلامي تا1000نام براي خداوندامده است.درآيات22تا24حشر15موردازصفات يكجاامده است ضمناواژه ا.للهم بمعناي ياا.لله..5باردرقرآن اشاره شده است 26ال عمران-114مائده-32انفال-10يونس-46زمر

در روايات- نام خداوند الله است وبقيه اسامي اوصفات اويند اسامي وصفات غير از خود اويند چه انها حادث اند(ح301تا304)

معاني برخي از اسماء

رحمن رحمت عام است وشامل همه ميشود ولي رحيم مخصوص مومنين است

مراد از اول واخر چيست؟يعني او دگرگون نميشود وثابت وقديم است اول هر چيز واخر هر چيز است

معني الله اكبر اينست كه او برتر از انست كه بوصف درايد

معني سبحان الله يعني تنزيه خدا از هر عيب ونقص(305 تا316)

مراد از صمد چيست؟ معناي لغوي ان توبر است يعني خداوند بي نياز است وهمه باو نيازمندند واينكه اوغني بالذات است وما محتاج او(319تا320)

مراد از وجه الله ذات اوست- اشتراك صفات در انسان وخدا صرفا ازجهت الفاظ است نه معاني چه ميان صفات ما واو اشتراك وشباهتي وجود نداردكما اينكه دروجود نيز اينگونه است ما هرود وجود داريم ليكن او كجا وماكجا(317تا318)

      توصيف خداوند درخطبه هاي امير المومنين توحيد او كه ازلي بوده وخلق او كه ازچيزي نبوده واختراع بدون ماده است همه چيز را باندازه افريدهرچه مخلوقش دارد او درحد بي نهايت دارد  خطب 341تا348 توحيد كافي)

ايا ميتوان خدارا به شيئ تعبير نمود؟ بلي او شيئ است لكن نه مانند اشياءديگر

در اين باب7حديث دركتاب توحيد ج1كافي امده است

خدارابخدائيش  ورسولرا برسالتش وامامان وفرمانروايان را بامر بمعروف ودادگري ونبكوكاري بشناسيد.حديث 223 ازكتاب توحيدكافي

مراد ازحديث اينست كه خدارا با ديگران تشبيه مكن وهرچه مخلوق دارد ازاونفي نما ورسول را به معجزات ومسوولين رابه كار نيك ودادگري بشناس

امام فرمود كمترين درجه خداشناسي اقراربه وحدانيت اوست(ح226 ازكتاب توحيدكافي)

امام صادق فرمود الله از الاله بمعناي معبود است(ح230كتاب توحيدكافي)

احاديث راجع به لا مكان بودن خدا واينكه مكان را او افريده است(232تا239كتاب توحيد كافي)

نفي نسبت وخويشاوندي بخدا(240تا243كتاب توحيد)

نفي از سخن گفتن در چگونگي ذات خدا(244تا253همان كتاب)

نهي از سخن گفتن در باره ذات خدا وتاكيد بر مطالعه صفات ومخلوق خدا(244تا253 ازهمان كتاب)

خداوند با چشم ديده نميشود چراكه جسم نيست ودردل نيز احاطه نميشود چرا كه نامحدود است(254تا265)

خدا را با همان صفات او بناميد(266تا279)

خداوند جسم نيست وصورت ندارد(280تا286)

صفات خداوندبردوگونه است

 اول-ذات بخشي ازصفات مربوط بذات حقتعاليست وعين ذات اوميباشد.مجموعه صفات ذاتي خداونددر4صفت اصلي قابل جمع است كه عبارتنداز

1-وحدانيت-خداونديگانه است بيمثل ومانندوشبيه ومركب ازاجزاءخارجي وعقلي نميباشد.صفاتي كه باين صفت اصلي بازميگرددعبارتنداز

  احد-واحد-مشهور-معروف-غريب-فرد-كافي-وتر-موجود-غايت

  قل هوا... احد-لوكان فيهماالهه الاا... لفسدتا(1اخلاس و105انبيا)

 2-سرمد يت-خداوندجاودانه ازلي وابديست يعني ازابتدابوده وخواهدبود.صفاتي كه باين صفت اصلي بازميگرددعبارتنداز 

 اخر-اول-باخي-حي-دائم-سابق-سرمد-قديم-قريب-قائم-قيوم-متين-مكين-حق-ازلي-ابدي-واجب الوجود

 ا... لااله الاا... هو الحي القيوم257بقره 

 3-عالميت-خداوندداناست بهمه هستي وذات خودازازل تاابددرهرزمان وهرمكان وعلم اوحضوريست.صفاتي كه باين صفت اصلي بازميگردندعبارتنداز

 بصير-باطن-برهان-جميل-حسن-حكيم-محيط-خبير-مدرك-دليل-راي-سرور-سامع-سميع-سند-شاهد-شهيد-عالم-عليم-علام-فخر-قرهعين-ناطق-ناظر-نور-كاشف-كامل-كنز-معلن-عارف

 علم خداوندذاتي تفصيلي(لوح محفوظ)وفعليست وهوبكل شئي عليم

 4-قادريت-خداوندتواناست بهرامري كه درهستي امكان پذيراست صفاتي كه باين صفت اصلي بازميگرددعبارتنداز

 باذخ-جبار-جليل-محول-ذخز-رافع-رفيع-سريع-سالم-سيد-شديد-شريف-صادق-عده-عز-عزيز-معز-عظيم-علي-عالي-اعلي-متعالي-فوق-عون-معين-مستعانغالب-غناء-غني-مغني-فاتح-فتاح-فالق-فارج-مفرج-فاتق-فائق-قادر-قدير-مقني-قاهر-قهار-ماجد-مجيد-منيع-ناصر-نصير-كبير-متكبر-كثير-واسع-موسع-مهيمن-مكين-مانع-مطلق-حق-فاصل-فارق-مفصل-قابض-مقدر  نكته-دوصفت ذاتي وحدانيت وسرمديت بدون اضافه بچيزي بذات باريتعالي اتصاف داردليكن دوصفت قادريت وعالميت بااضافه بمخلوق قابل اتصاف است

دوم-فعل-بخشي ازصفات مربوط بافعال باريتعالي است اينگونه صفات حادث وناشي ازقدرت وعلم اويند مجموعه صفات فعل خداونددر4صفت اصلي قابل جمعست كه عبارتنداز

 1-خالقيت(خلق دفعي)خداوندآفريدگارهستي است وهمه چيزبااراده اوحيات داردوصفاتي كه باين صفت اصلي بازميگرددعباتنداز

 بدي-مبدء-مبدل-بارء-باعث-جاعل-محيي-خالق-خلاق-مسبب-مسخر-صانع-مصور-مضعف-معيد-مغير-فاطر-فاعل-فعال-فالق-مغني-مقلب-ماهي-ممكن-مميت-منشئ-منور-مكون-موسع-ماهد

 انماامرهاذاارادشيئاان يقول له كن فيكون83يس لاموثرفي الوجودالاا... (حديث)   

 نكته-پيش ازخالقيت خدامشيت واراده اوبايدباشدتاخلق صورت بگيرد

2-ربوبيت(خلق تدريجي)-خداوندپروردگارومربي همه مخلوقاتست  وجهان لحظه اي بدون توجه اوپيش نميرود.صفاتي كهباين صفت اصلي برميگرددعبارتنداز

 امان-امين-مومن-انيس-مونس-مستانس-بر-بار-باسط-مبشر-مبين-مبين-تواب-مثيب-جابر-مجزل-جليس-مجمل-مجيب-مجاب-جواد-جار-مجبر-حبيب-محبوب-محذر-داعي -مدعو-حفيظ-حافظ-حفي-حليم-حامد-حميد-محمود-حنان-محيل-مخوف-خير-مختار-مدبر-حرز-حاسب-حسيب-دافع-مديل-ديان-ذارء-ذاكر-مذكور-رئوف-رب-مرتب-راتق-رجاء-راحم-رحيم-رحمان-ارحم-رازق-رزاق-راضي-رضي-مرضي-رضوان-مرغوب-مرغب-رفيق-رقيب-موهوب-مرتاح-مزين-ساتر-ستار-سلام-سامق-مسهل-شافي-شاكر-شكور-مشكور-صبور-صبار-صريخ-جبار-ضامن-طبيب-مطعم-طالب-مطلوب-مطور-عدل-عادل-عاصم-عصمت-عطوف-معطي-عفو-معافي-غآفر-غفار-غفور-غفران-غياث-مغيث-مطرح-مفرغ-مفضل-قابل-قبيل-قاسم-مقسم-مقسط-مقيت-مقيل-ملجا-ملقن-ملهم-ملي-منان-ممهل-منجي-منذر-منزل-منزل-منعم-منفس-منول-منيل-كريم-اكرم-مكرم-كالئ-ودود-موسع-ماصل-موصوف-وافي-وفي-وقي-واقي-واهب-وهاب- 

3-حاكميت همه هستي تحت حكومت اوقراردارندواومقنن وقاضي ووالي اصليست.صفاتي كه باين صفت اصلي برميگردندعبارتنداز

 اله-امر-حاكم-دليل-راشد-مرشد-رشيد-راعي-مسئول-معبود-معقب-عماد-غايت-مقصود-قاضي-مني-ناهي-منتهي-ولي-والي-مولي-هادي-حكم      

 4-مالكيت همه مخلوقات وهستي ازان اوست واومالك علي الاطلاقاست.صفاتي كه باين صفت اصلي برميگردندعبارتنداز

  جامع-سلطان-شافع-شفيع-صاحب-مالك-مليك-ملك-مقدر-مقدم-كاسر-كفيل-وكيل   

 درپايان بخش صفات بايد گفت دوصفت قدوس وسبوح درقرآن كريم بعنوان صفت سلبي معروفندكه مفهوم اندوتنزيه حقتعالي ازصفات محدود ناقص وبشريست اولي تنزيه مادي ودومي تنزيه معنوي (صفات سلبيه)

نكته1-هرصفتي كه ضدش قابل اتصاف بخداوندنباشدذاتي ودرغيراين صورت فعليست

نكته 2-اسماء خداوند حادث است والفاظ ان مخلوقند.

نكته3-اسامي خداوند توقيفي است وكسي حق نامگذاري براي خداوند را ندارد

صفات خداوند دو نوع است    درروايات-

1-ذات- صفاتي كه عين ذات اوست مانند قدرت وعلم .ان نيز بردوگونه است

الف- بدون اضافه مانندحيات وتوحيد ب-با اضافه بغير مانندعلم وقدرت

2—فعل-مانند خلق وحاكميت  وان نيز بردوگونه است

الف بدون اضافه مانند مشيت واراده ب- بااضافه بغير مانند افرينش وربانيت

تفاوت اصلي اندو دراينست كه درصفت ذات ضد ان سلبي است ولي درفعل هردو قابل اتصاف است(ح286تا300)

مشيت واراده خداوند بوجودواختيار بنده تعلق ميگيرد ولذا هر عملي كه بنده انجام ميدهد قابل اتصاف به خدا نيز هست

قبض وبسط الهي براي بندگان از باب امتحان است ونشان دادن بخود انان

افرينش سعادت وشقاوت  ازسوي خدا بمعناي تقدير احكام واجب وحرام كه مسير سعادت وشقاوت است ميباشد وخداوند نيز از سرنوشت بندگان اگاه است

مقصود از خلقت خوبي وبدي هماناتقدير ابزار خوبي وبدي است (378تا391)   

دراعمال انسان نه جبر است ونه تفويض(قدر) بلكه امر بين الامرين است يعني كاري را كه ادمي با اختيار انجام ميدهد هم منسوب به خداوند است چرا كه او قدرت داده وابزار ان را فراهم نموده وهم منسوب به انسان است چرا كه او اختيار انجام ان را داشته است ويا بعبارت ديگر اين خداست كه انسان را جبرا مختار افريده لذا منسوب باوست واين ادمي است كه مختار بوده انرا انجام داده است بعبارت اخري خلقت انسان تااختيار ان جبريست واقدام ادمي با اختيار تفويضي است انسان جوري ساخته شده است كه اگر چيزي بخواهد انجام ميدهد واگر نخواهد ترك كند.(392تا402) 

عقل حجت خداوند بر بشر است وبازخواست از ادمي بميزان توانمندي عقل اوست.

خداشناسي امري فطريست وخداوند انرا عطا فرموده است

هر كس هرچه داردفزونتر از ديگري ان افزوني حجت خداست

معرفت خشنودي وبيداري از جانب خداوند است

مسووليت از زماني اغاز ميگرددكه معرفت دركار باشد

هدايت ازجانب خداوند است

در اعتقاد با ديگران ستيز نكن(410تا424)


 


دسته ها :
1390/5/18 5:28 بعد از ظهر
X